تبلیغات
پارسه - شهر استخر
پنجشنبه 21 بهمن 1389

شهر استخر

   نوشته شده توسط: سینا صالحی    نوع مطلب :تاریخی ،

شهراستخر مانند هگمتانه و شوش و ری ، یكی از شهرهای معمور و مهم ادوار باستانی و بزرگترین و با شكوهترین و پر جمعیت ترین شهرهای پارس بوده ، كه از حدود پنج شش سده پیش از میلاد ، یعنی از زمان شاهنشاهی هخامنشی تا سدة دهم میلادی ( چهارم هجری ) دایر و آباد و مركز بازرگانی و سیاست و حكومت پادشاهان و امرای محلی پارس ، و جایگاه موبدان و دبیران و دستوران دین زرتشتی بوده است . ویرانههای گسترده آن در هفت كیلومتری شمال تخت جمشید، كنار چپ راه شیراز به اصفهان قرار گرفته ، و نمودار شكوه دیرینهای میباشد ، كه سه شاهنشاهی بزرگ هخامنشی و اشكانی و ساسانی بآن داده بود . آثار دروازه سنگی آن سوی راست راه شیراز به اصفهان هنوز بر جای مانده ، و ماندههای كاخ ویران شدهاش با ستونها و سر ستونهائی كه در گوشه و كنار پراكنده است ، نمودار عظمت دوران آبادیش میباشد .


شهراستخر مانند هگمتانه و شوش و ری ، یكی از شهرهای معمور و مهم ادوار باستانی و بزرگترین و با شكوهترین و پر جمعیت ترین شهرهای پارس بوده ، كه از حدود پنج شش سده پیش از میلاد ، یعنی از زمان شاهنشاهی هخامنشی تا سدة دهم میلادی ( چهارم هجری ) دایر و آباد و مركز بازرگانی و سیاست و حكومت پادشاهان و امرای محلی پارس ، و جایگاه موبدان و دبیران و دستوران دین زرتشتی بوده است . ویرانههای گسترده آن در هفت كیلومتری شمال تخت جمشید، كنار چپ راه شیراز به اصفهان قرار گرفته ، و نمودار شكوه دیرینهای میباشد ، كه سه شاهنشاهی بزرگ هخامنشی و اشكانی و ساسانی بآن داده بود . آثار دروازه سنگی آن سوی راست راه شیراز به اصفهان هنوز بر جای مانده ، و ماندههای كاخ ویران شدهاش با ستونها و سر ستونهائی كه در گوشه و كنار پراكنده است ، نمودار عظمت دوران آبادیش میباشد .
از تاریخ بنای این شهر كه چه زمانی دایر گردیده ، آگاهی درستی در دست نیست . زیرا نبشته و آثاری كه تاریخ آنرا از پیش از دوره هخامنشی تعیین نماید دیده نشده ، و آثاری هم كه در خلال كاوشها بدست آمده ، بیشتر مربوط به عهد هخامنشی و ساسانی و سدههای نخستین اسلامی میباشد . ولی وجود آب فراوان رودخانه پلوار و زمینهای گسترده حاصلخیز پیرامون آن ، مینمایاند كه از دوران كهن ، جایگاه مردمی بوده كه در این دیار میزیسته ، و آبادی بزرگی را تشكیل داده بودند .
آنچه میتوان گفت اینست كه شهر باستانی استخر در زمان فرمانروائی شهریاران هخامنشی آباد و پر جمعیت و شهر منسوب به پایتخت ( تخت جمشید ) بوده ، و مردم زیادی در آنجا میزیسته ، و محل بازرگانی و كشاورزی و داد و ستد و مقر خاندانهای كهن و سرشناس و برگزیده زمان بوده است .
گسترش شهر را تاریخ نویسان قدیم از (( جلو در )) تا (( جلوگیر )) یعنی پهنای تمام جلگه مرودشت دانسته ، اما چیزی كه فعلا” معین و مشهود است ، حدود این شهر از خاور ، تا نزدیكیهای روستای سیدان و فاروق ، و از باختر به روستای زنگی آباد ، و جنوب و شمال آن نیز كوههای تخت جمشید ( كوه رحمت ) و نقش رستم ( كوه حاجی آباد ) بوده است . رودخانه سیوند ( همان پلوار ) كه اكنون این نواحی را سیراب میسازد ، از شمال باختری شهر استخر روان است ، و زمینهای اطراف آنرا سیراب و سرسبز و پر كشت و پر درخت ساخته بود .
استخر را تخت طاوس هم میگویند .
پس از آتش سوزی و ویرانی تخت جمشید و برچیده شدن شاهنشاهی هخامنشی ، این شهر تا چندی رونق و اهمیت خود را از دست داد....
نخستین باری كه نیروی اسلام بر این شهر تاخت سال 18 ه . ق در زمان خلافت عمر بود . در این سال سپاهیان تازی به سركردگی (( عثمان بن ابی العاص )) پس از گشودن ناحیه شاپور و اردشیر خوره (( فیروزآباد )) و دارابگرد ، بسوی این شهر آمدند . فرماندار استخر (( هیربد )) داماد یزدگرد سوم كه پیش از آن نیز در پارس بوده ، و در یكی دو نبرد با تازیان دست و پنجه نرم كرده بود ، با در پیش گرفتن رویه مسالمت آمیز و پذیرش شرائط صلح و تعهد پرداخت باج و خراج ، موقتا” شهر را از ویرانی و تاراج و كشتار نیروی مهاجم در امان نگاهداشت . ولی تسلیم و پرداخت باج بر مردمان خونگرم پارسی كه چندین سده فرمانروای جهان بودهاند ، سخت ناگوار و گران بود و چندی نپائید كه از فرمانبرداری امرای تازی سر پیچیدند . ازاین رو در سال 29 ه . ق (( عبدالله بن عامر )) سردار دیگر عرب پس از خوابانیدن شورش شهر گور ( فیروزآباد ) بسوی استخر شتافت . ساكنان شهر سخت پایداری كردند و رشادتها بروز دادند تا مگر تسلیم سردار تازی نشوند ، ولی سرانجام او با قهر و غلبه شهر را گشود و كشت و كشتار وحشتناکی نمود...
استخر در اثر شورشهای پی در پی و نرفتن زیر بار امرا و سرداران تازی و جنگهای خونین كه در آنجا روی داد ، كم كم رو به ویرانی رفت تا در سال 74 ه .ق كه محمدبن یوسف ثقفی برادر حجاج شهر شیراز را گسترش داد و پایگاه خود قرار داد ، دیگر استخر از آن اهمیت و مركزیت و آبادانی خود افتاد و گروهی از ساكنان آنجا بسوی شهر شیراز رفتند . دروازه اصفهان كنونی شیراز تا چند سده بنام دروازه استخر نامیده میشد ، یعنی دروازهای كه بسوی شهر استخر میرفتهاند .
شهر استخر پیوسته رو بویرانی و ركود میرفت تا سرانجام بطوریكه نوشتهاند در سال 436 ه . ق محی الدین ابوكالیجار بویهی شهر را بكلی ویران و ساكنان آنجا را بشیراز كوچانید و از آن پس این شهر مقدس و بزرگ پارس و بانوی شهرهای ایران پس از پانزده سده شكوه و جلال ، و شاهد بزرگیها و تاجگذاریها و جشنها و شادیها و نبردها و دگرگونیهای مهم تاریخی ، بطوری ویران گردید كه دیگر روی آبادی ندید و از زیر خروارها خاك گذشت ...

شهر استخر

نوشته ای بر جا مانده بر دیواره تاریخی استخر مربوط به انتخابات مجلس در دهه 60





abortiveinciden20.snack.ws
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:14 ق.ظ
I've been browsing online greater than three hours these days, but I by no means discovered any attention-grabbing article like yours.
It's pretty worth sufficient for me. Personally, if all site owners and bloggers made just right content as you probably did,
the web will likely be much more useful than ever
before.
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:38 ق.ظ
Nice post. I was checking continuously this blog and I'm impressed!

Very useful info specially the last part :) I care for
such info much. I was looking for this particular
info for a long time. Thank you and good luck.
مهراوه
پنجشنبه 21 بهمن 1389 06:07 ب.ظ
ممنون اطلاعات خوبی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
جواهربازار